دکتر سملوایز

تا بگویم شرح درد اشتیاق ...

دکتر سملوایز

تا بگویم شرح درد اشتیاق ...

هوم سوئیت هوم

جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۰۳ ق.ظ

آمده ام خونه . تنم حسابی خسته راه است . از صبح تا الان فرصت خواب نداشتم . الان هم که نیاز به خواب دارم نمی توانم بخوابم . توی دلم هزارجور حس خوب و بد به هم آمیخته . شدیدا زرد و بی حال و خسته ام دچار آنمی شدم . ریزش موی فجیعی دارم . تکست عزیزمون رو خریدم . توی مسیر باران بود و درخانه گل های نرگس و شعر و مادر و پدر و خانواده ... آدم هایی که ما را از خانواده هایمان دور می کنند این چیزها را نمی فهمند .توی اون شهر غربت همیشه  دلم اینجاست دلم پیش این هاست ... حس می کنم زندگی واقعی ام به کل از دست رفته . شبیه آدمی بی کس و کار درآن شهر زندگی می کنم ... دلم چیزی خوب تر و شیرین تر می خواست ... ولی به انصراف نمی توانم فکرکنم به هزار و یک علت و اجبار ... هرچند این شهری که قبول شدم ایده آلم نبود این رشته را خودم انتخاب کردم خودم خواستم ...

نظرات  (۱)

  • دکتر محیصا
  • عخی چه حس مشترکی ... موفق باشید 
    پاسخ:
    ممنون دکترمحیصا شمام موفق باشید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی