دکتر سملوایز

تا بگویم شرح درد اشتیاق ...

دکتر سملوایز

تا بگویم شرح درد اشتیاق ...

۸ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

۲۹
بهمن

امشب اولین شبیه که بعد از ۵ ماه روی یه تشک خوشخواب واقعی توی خونه خودم میخوابم اگه بدونید چه ماجرایی طی کردم تا بالاخره ساعت ۱۰ و نیم شب تشک به دستم رسید . دکتر بندری و دکتر باقلوا و شلتوک حسابی روی اعصابم تاخت میرن بخصوص دکتر باقلوا که از شدت خساست روی اسکاتلندیا رو سفید کرده براش هرکار می کنی هیچی به هیچی دکتربندری هم به شهرم حساسیت داره و رسما هروقت اسمش رو میارم دون میزنه ... الان این قدر خسته ام که دارم می میرم با دکتربندری رفتیم پیاده دنبال خریدن چیپس دلخواهش . بعدش هم تشک نداشتم بخوابم این بود که با پالتو نشستم روی موکت تا بالاخره تشک رو مغازه داره بیاره ... خسته ام بدجور. درس نخوندم درست و ناراحتم گلو درد هم گرفتم آهان یادم اومد شام هم نخوردم !!!!! فردا کشیکم و اول وقت باید برم ECT ... بهتره بخوابم ...بچه ها یه نفر از نورولوژی این جا انصراف داد دقت کنید تو انتخاب رشته فقط فکر قبول شدن نباشید میتونستم الان رزیدنت داخلی یا اطفال شهرخودمون باشم طب کار تهران رو هم آورده بودم ....ولی میخواستم روان پزشک بشم واسه همین بی خیال همه چیز شدم

۲۳
بهمن

خلاصه جوری درس بخونید که از شهرخودتون آواره نشید با این که جایی که درس میخونم زیاد شهر بدی نیست هربار رفتن کلی غصه دارم میکنه دارم فکر می کنم پارسال این موقع چه قدر ترسیده بودم چه قدر تنها بودم الان فکر ارتقا و اجاره خونه و ... زندگی عین خوابه....

۲۲
بهمن

آمده ام خانه دارم فیلمی از وودی الن را می بینم حال جسمانیم خوب نیست جوری که دو روز تمام در بستر استراحت می کردم وضع درس خواندن هایتان خوب است بچه ها ؟ این روزها روزهایی نیست که ناامید بشوید . هرچه دم دستتان است دوره کنید چیز جدید دیگه اصلا نخونید . نترسید از این که هزارتا مبحث رو نخوندید دوره دوره دوره ...

۲۰
بهمن

آمده ام خونه . تنم حسابی خسته راه است . از صبح تا الان فرصت خواب نداشتم . الان هم که نیاز به خواب دارم نمی توانم بخوابم . توی دلم هزارجور حس خوب و بد به هم آمیخته . شدیدا زرد و بی حال و خسته ام دچار آنمی شدم . ریزش موی فجیعی دارم . تکست عزیزمون رو خریدم . توی مسیر باران بود و درخانه گل های نرگس و شعر و مادر و پدر و خانواده ... آدم هایی که ما را از خانواده هایمان دور می کنند این چیزها را نمی فهمند .توی اون شهر غربت همیشه  دلم اینجاست دلم پیش این هاست ... حس می کنم زندگی واقعی ام به کل از دست رفته . شبیه آدمی بی کس و کار درآن شهر زندگی می کنم ... دلم چیزی خوب تر و شیرین تر می خواست ... ولی به انصراف نمی توانم فکرکنم به هزار و یک علت و اجبار ... هرچند این شهری که قبول شدم ایده آلم نبود این رشته را خودم انتخاب کردم خودم خواستم ...

۱۲
بهمن

بچه هایی که برای رزیدنتی می خونید خسته نباشید من امروز کشیکم و از توی پاویون براتون می نویسم یادم میاد به پارسال این موقع ها و اضطراب و دلشوره تمام نکردن و عقب افتادن و مقایسه خودم با بقیه . بچه ها یادتون باشه موقع رزیدنتی اون اصول و نکات کلی هستن که تعیین کننده میشن نه جزئیات و ظرایف چون همون نکات اصلی به دلیل حجم بالای مطلب از یاد میرن پس اگه عقب موندین نترسید هرچی زمان مونده رو صرف مرور کنید بقیه رو هم بریزید دور وسواس نداشته باشید 

۰۸
بهمن

برف می بارد ... هیچ انگیزه ای برای شروع فردا ندارم ... یکی از دوستام انصراف داد و رفت گفت نمیتونه جو سال بالاییها رو تحمل کنه . امروز حس کردم عمیقا اینجا تنهام ولی تحمل کردم ... تحمل کردم و می کنم . استاد بی سوادمون از اوردر درست من عکس گرفته که یعنی اشتباه بوده ... دیگه واقعا نمی دونم چه کار باید بکنم ... آموزش اینجا در حد صفره ....

۰۶
بهمن

دیروز وقتی برگشتم خونه ساعت ۳ بعد از ظهر بود یه بروفن خوردم و بعد خوابیدم  و وقتی بیدار شدم ساعت ۷ صبح بود بعدش هم نمی تونستم از تخت پاشم تا ساعت ۱۱ تو رختخواب بودم فیلم دیدم و سرفه کردم بعد شام دیشب رو گرم کردم جای ناهار خوردم سیب زمینی که توی باغچه کاشته بودم سبز شده ... عطسه امان نمیده گمان کنم بیمار شده ام فردا کشیکم امروز عصر با یکی از بچه ها که انصراف داده میخواهیم برویم بیرون هیچ جا رو هم بلد نیستیم قراره از خوابگاه که میره جاش رو بده من . صاحبخونه یه سوسک افتاده رو فرشش برداشته فرش رو برده قالیشویی ... این جا کنج دنج و راحتیه کاش فقط دور نبود از بیمارستان و خیابون اصلی... خوابم میاد هنوووز

۰۶
بهمن

برای تبریک روز پرستار برای پرستارهامون لیوان چینی و قاشق خریدم سرپرستاراورژانس پیغام داده فکر نکنید حالا با این هدیه ها ما اگر موردی پیش بیاد گزارش نمی کنیم ... فقط دلم می خواست برگردم به نقطه اول و ببینم واقعا چه مشکلی داره که این قدر تلخ و پارانوئیده ؟ من اگر دنبال این چیزا بودم بهتر نبود برای استادهام چیز می خریدم ؟!!!!!